شاخه 

 

من درخت خشكيم با دو تا شاخه بريده

 

تو يه پيچكي كه بيخود دور اين شاخه مي پيچه

 

ساقهء نازك و نرمت ميپيچه دور تن من

 

برگاي سبز و لطيفت واسه من تن پوش ميشه

 

تو يه پيچكي كه هر روز سبز وسبز تر ميشي 

 

دور شاخه هام ميپيچي ساده و پاك مثل شيشه

 

تن سرد و خستهء من  تك وتنها و  قديمي 

 

روتن خشك و كبودم ديگه برگي سبز نميشه

 

اومدي تو در كنارم خونه كردي مثه ريشه

 

تن خشك و خستهء من واسه تو خونه نميشه

 

به روزي مياد كه از راه ميرسه يه مرد خسته

 

بدن سردو كبودم ميشه طعمهء يه تيشه

 

من شبم تو آفتابي من غروبم توسپيده

 

من غمم تو شادماني من شب به صبح رسيده

 

             رضا برومند

              92/8/18

منبع اصلی مطلب : شب خوان (عندلیب)
برچسب ها : شاخه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : پیچک